فتوا در مورد صدقه فطر
بسم الله الرحمن الرحیم
فتوای درمورد صدقه فطر و نحوه پرداخت آن، درماه مبارک رمضان سال 5441هجری قمری مطابق به سال 5445 هجری شمسی.
الحمد لله رب العالمین والصلاة والسلام علي رسوله الكریم و علي آله وأصحابه اجمعین.
قال الله تعالی:«فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِّ إِّنْ كُنْتُمْ لََ تَعْلَمُونَ.» (النحل 41)
عَنْ عِّكْرِّمَةَ عَنِّ ابْنِّ عَبَّاسٍ قَالَ فَرَضَ رَسُولُ اللَّهِّ -صلى الله علیه وسلم-َ زَكَاةَ الْفِّطْرِّ طُهْرَةً لِّلصَّائِّمِّ مِّنَ اللَّغْوِّ وَالرَّفَثِّ وَطُعْمَةً لِّلْمَسَاكِّینِّ مَنْ أَدَّاهَا قَبْلَ الصَّلاَةِّ فِّ هِّىَ زَكَاةٌ مَقْبُولَةٌ وَمَنْ أَدَّاهَا بَعْدَ الصَّلاَةِّ فَهِّىَ صَدَقَةٌ مِّنَ الصَّدَقَات.{رواه ابوداود}
درپاسخ به استفتاء های شهروندان محترم وهم وطنان عزیزمان که خواستار دریافت معلومات درمورد صدقه فطر واحکام متعلق به آن شده بودند و خواست ایشان ازطریق ریاست محترم اطلاعات وارتباط عامه به این ریاست انعکاس داده شده است، به صورت فشرده ومختصر چنین باید گفت: که آنچه ماه مبارک رمضان را نسبت به دیگرماهای سال برتری داده است این است که دراین ماه بعضی ازعبادت های بخصوصی انجام داده میشوند که دردیگر ماهای سال مکلفین مامور به انجام دادن آنها نمی باشند وصدقه فطر {فطرروزه} هم یکی از همین عبادت ها است که مخصوص ماه رمضان میباشد که باید درختم این ماه واجدین شرائط برای مستحقین آن را پرداخت نمایند تا اگر نواقصی درگرفتن روزه و ادای فریضه صوم بوده باشد توسط این صدقه جبران گردد،
و دربحث مربوط به صدقه فطر {سرسایه} مباحث ذیل که درمتن استفتاء به آن تذکر داده شده است در روشنی نصوص شرعی وعبارات معتبر فقهی به طورفشرده برای هم وطنان مان توضیح داده خواهد شد:
5- حکم شرعی صدقه فطر.
2- حکمت و فلسفه مشروعیت صدقه فطر.
1- شرائط وجوب صدقه فطر.
4- زمان واجب شدن صدقه فطر.
1- اشخاصی که از جانب آنها صدقه فطر پرداخت گردد.
6- اشیای که از آنها صدقه فطر پرداخت می گردد.
7- ادای قیمت اشیاء در صدقه فطر.
8- مقدار و اندازه صدقه فطر و قیمت آن.
9- مستحقین صدقه فطر.
5- در قسمت حکم شرعی صدقه فطر باید گفت که اگرچه فقهاء کارام در ایان ماورد اخاتلا نظر دارند که عده ی از فقهاء کرام این را فرض گفته وعده ی دیگرصدقه فطار را سانت مای دانند ولی دیدگاه فقهاء احنا در این خصوص این است که صدقه فطار درصاورت موجودیات شرائط خاص واجب است نه فرض اصطلاحی ونه هم سنت چنانچاه درایان خصاوص درکتاب های مشهور فقه احنا چنین آمده است:{ وهييي واجبيية علييى الحرالمسييلم الاختیارلتعلیاال المختارج/1ص/ 121 طبع: دارالمعرفة –بیروت.
وهمچنان درالبحرالرائق نیز دراین خصوص چنین آمده است:{َ فَا لَْْوَّلُ أنها وَاجِّبَةٌ كما في ِّ الْكِّتَابِّ وَأَرَادَ بِّهِّ الْوُجُوبَ الْمُصْطَلَحِّ علیه عِّنْدَنَا وَإِّنْ كان وَرَدَ في السُّنَّةِّ لَفْظُ فَرَضَ رسول اللَّه ُ صلى اللَّهُ علیه وسلم زَكَاةَ الْفِّطْرِّ لَِّْنَّ مَعْنَاهُ أَمَرَ أَمْرَ إیجَابٍ وَا لَْْمْرُ الثَّابِّتُ بِّظَنِّيٍ إنَّمَا یُفَ ید الْوُجُوب،ِّ وَا لِّْْجْمَاعَ الْمُنْعَقِّدَ على وُجُوبُ هَا لیس قَطْعِّیًّا لِّیَكُونَ الثَّابِّتُ الْفَرْضَ لَِّْنَّهُ لم یُنْقَلْ تَوَاتُرًا وَلِّهَذَا قالوا أمن أَنْكَرَ وُجُوبَهَا لََ یُكَفَّر البحرالرائق ج/ 2ص/ 814. طبع: مكتبه حقانیه.
و درالمحیط البرهانی نیز دراین مورد چنین آمده است:{ اختلفت الروایات في صفة صدقة الفطر ذكر في « الْصل:» وتجب صدقة الفطر عن نفسه وعبیده، وذكر في «المجرد:» عن أبي حنیفة: أن صدقة الفطر سنة لَ ینبغي تركها، والمذهب أنها واجبة؛ لْنه ورد الْثر بها، قال علیه السلام: «أدوا عمن تمونون»، وقال علیه السلام: «أدوا عن كل حر وعبد» والْمر للوجوب، ومعنى قول أبي حنیفة في «المجرد» أنها سنة: أن وجوبها ثابت بالسنة، الحمیط البرهانی ج/2ص/ 945 طبع:مکتبه حقانیه.
2-ً ثانیا در مورد حکمت وفلسفه وجوب صدقه فطرباید گفت که هد از این صدقه دراین موقع خاص همانا تزکیه، تطهیر شخص روزه دار و مال آن، جبران نمودن نواقص وکوتاهی که درجریان ادای فرائض صوم صورت گرفته است وهمچنان کمک وهمکاری نمودن با نیازمندان و خوشحال نمودن آنها در این روزهای خاص و خوشی سائرمسلمانان، می باشد، چنانچه ابن عباس رضی الله عنه دراین خصوص می فرمایند {فرض رسول الله صلى الله علیه و سلم زكاة الفطر طهرة للصائم من اللغو والرفث . وطمعة للمساكین. سنن ابی داود ج/1 ص/222 طبع حقانیه.
وهمچنان درنورالایضاح نیزدرمورد حکمت وجوب این صدقه چنین گفته شده است:{ أمرنا بها سیدنا النبي صلى الله علیه وسلم في السنة الثانیة من الهجرة لحكم جلیلة وأغراض نبیلة منها :
5 إغناء الفقراء عن ذل السؤال في هذا الیوم العظیم.
2 إدخال الفرح والسرور علیهم في هذا الیوم الذي یفرح فیه المسلمون جمیعا .
1 تطهیر مال الصائم بعد أن تطهر جسده بالصوم .
4 جبر ما عساه أن یكون من خلل في صومه قال سیدنا رسول الله صلى الله علیه وسلم زكاة الفطر طهرة للصائم من اللغو والرفث نورالایضاح ج/1ص/119 طبع: دار الحكمة – دمشق.
1- ثالثا دربحث شرائط وجوب صدقه فطر باید گفت:که وجوب صدقه فطر مشروط به مسلمان بودن، آزاد و مالک نصاب بودن شخص است.
بناء هر فرد مسلمان و آزادیکه مال دست داشته وی به اندازه نصاب زکات بوده و آن مازاد از ضرورت ها ونیازهای خودش باشد، اگرچه براین مقدارمال سال هم سپری نشده باشد وحتی اگر وی مالک این مقدارمال قبل ازطلوع صبح صادق روزعید فطر نیز شده باشد، بر وی صدقه فطر واجب است.
وهمچنان برخلا نصاب زکات فرضی «نامی» بودن مال هم برای وجوب صدقه فطر شرط نیست بلکه داشتن مطلق نصاب شرط است چنانچه دراین مورد درکتاب های مشهورفقه حنفی چنین آمده است:{ وَهِّيَ وَاجِّبَةٌ على الْحُرِّ الْمُسْلِّمِّ الْمَالِّكِّ لِّمِّقْدَارِّ النِّصَابِّ فَاضِّلاً عن حَوَائِّجِّهِّ ا لَْْصْلِّیَّةِّ كَذَا في ا لَِّخْتِّیَارِّشَرْحِّ الْمُخْتَارِّوَلََ یُعْتَبَرُ فیه وَصْفُ النَّمَاءِّ}الفتاوی الهندیه ج/1ص/151طبع: مکتبه حقانیه.
وهمچنان دراللباب نیزدراین خصوص چنین آمده است:{ صدقة الفطر واجبةٌ على الحر المسلم إذا كان مالكاً لمقدار النصاب فاضلاً عن مسكنه وثیابه وأثاثه وفرسه وسلاحه وعبیده للخدمة، اللباب فی شرح الکتاب ج/ 1ص/41 طبع: شامله.
8- رابعاً در مورد زمان و وقت واجب شدن صدقه فطر باید گفت: که صدقه فطر همزمان با طلوع صبح صادق روز عیاد فطر واجب می گردد، بناء اشخاصی که تاهمین وقت زناده بودند و یا نوزادهایکاه قبل از همین
وقت به دنیا آمدناد و یا کافر که قبل از این وقت مسلمان شد در صورتیکه واجد شرایط باشند صدقه فطر بر آنها واجب است، اما اگر کسای قبل از این وقت وفات نماود و یا ناوزادی بعد از این وقت به دنیا آماد و یا کافری مسلمان شد با وص آنکاه واجد شرایط باشند بر آنها صدقه فطر واجب نیست، وهمچنان اگر شخص فقیار قبل از این وقت صاحب نصاب شد بر وی واجب است ولی اگر بعد از این وقت صاحب نصاب گردیاد و یا قبل از این وقت شخص صاحب نصاب فقیار گردیاد بر آنها صدقه فطر واجب نیست.
با وص آنکاه وقت وجوب صدقه فطر همزمان با طلوع صبح صادق روز عیاد فطر می باشد ولی ادای آن بعد از دخاول ماه رمضان در خالال این ماه در هر وقتیکاه صورت گیرد بنا بر موجودیات سابب وجوب که ماه رمضان است، جائز بوده و درست می باشد، ولی مساتحب و پساندیده است تا قبل از رفاتن به نمازعید صدقه فطر پرداخت گردد واگر یک شخص قبل از نمازعید نسبت مشاکلات صدقه فطر را پرداخت کرده نتواناد بازهم سقط نمی گردد وباید بعد از نمازعید هم آن را پرداخت نماید.
چنانچه دراین خصوص درکتاب های مشهورفقه حنفی چنین آمده است:{ ووجوب الفطرة یتعلق بطلوع الفجر من یوم الفطر، فمن مات قبل ذلك لم تجب فطرته، ومن أسلم أو ولد بعد طلوع الفجر لم تجب فطرته، ویستحب للناس أن یخرجوا الفطرة یوم الفطر قبل الخروج إلى المصلى، فإن قدموها قبل یوم الفطر جاز، وإن أخروها عن یوم الفطر لم تسقط، وكان علیهم إخراجها. اللباب فی شرح الکتاب ج/1ص/ 41 طبع: شامله.
وهمچنان درالهدایه نیز دراین خصوص چنین آمده است:{ ووجوب الفطرة یتعلق بطلوع الفجر من یوم الفطر وقال الشافعي رحمه الله بغروب الشمس في الیوم الْخیر من رمضان حتى إن من أسلم أو ولد لیلة الفطر تجب فطرته عندنا وعنده لَ تجب وعلى عكسه من مات فیها من ممالیكه أو ولده له أن یختص بالفطر وهذا وقته ولنا أن الْضافة للاختصاص واختصاص الفطر بالیوم دون اللیل والمستحب أن یخرج الناس الفطرة یوم الفطر قبل الخروج إلى المصلى لْنه علیه الصلاة والسلام كان یخرج قبل أن یخرج للمصلى ولْن الْمر بالْغناء كي لَ یتشاغل الفقیر بالمسئلة عن الصلاة وذلك بالتقدیم فإن قدموها على یوم الفطر جاز لْنه أدى بعد تقرر السبب فأشبه التعجیل في الزكاة و لَ تفصیل بین مدة ومدة هو الصحیح وقیل یجوز تعجیلها في النصف الْخیر من رمضان وقیل في العشر الْخیر وإن أخروها عن یوم الفطر لم
تسقط وكان علیهم إخراجها لْن وجه القربة فیها معقول فلا یتقدر وقت الْداء فیها بخلاف الْضحیة والله أعلم الهدایه شرح البدایه ج/ 1 ص/151 طبع: امیرحمزه کتب خانه – کویته.
ودرفتاوی عالمگیری نیزدراین مورد چنین آمده است:{ْ وَوَقْتُ الْوُجُوبِّ بَعْدَ طُلُوعِّ الْفَجْرِّ الثَّانِّي َ من یَوْمِّ الْفِّطْرِّ فَمَنْ مَاتَ قبل ذلك لم تَجِّبْ علیه الصَّدَقَةُ وَمَنْ وُلِّدَ أو أَسْلَمَ قَبْلَهُ وَجَبَتْ وَمَنْ وُلِّد أو أَسْلَمَ بَعْدَهُ لم تَجِّبْ وَكَذَا الْفَقِّیرُ إذَا أَیْسَرَ قَبْلَهُ تَجِّبُ وَلَوْ افْتَقَرَ الْغَنِّيُّ قَبْلَهُ لم تَجِّبَكَذَا في مُحِّیطِّ السَّرَخْسِّيِّ وَمَنْ مَاتَ بَعْدَ طُلُوعِّ الْفَجْرِّ فَهِّيَ وِّ اجِّبَةٌ علیه وَكَذَا إذَا افْتَقَرَ بَعْدَ یَوْمِّ الْفِّطْرِّ كَذَا ُ في الْجَوْهَرَةِّ النَّیِّرَةِّ وَإِّنْ قَدَّمُوهَا على یَوْمِّ الْفِّطْرِّ جَازَ وَلََ تَفْضِّیلَ بین مُدَّةٍ وَمُدَّةٍ وهو الصَّحیح ِّ وَإِّنْ أَخَّرُوهَا عن یَوْمِّ الْفِّطْرِّ لم تَسْقُطْ وكان علیهم إخْرَاجُهَا كَذَا في الْهِّدَایَة} الفتاوی الهندیه ج/ 1ص/ 152 طبع: مکتبه حقانیه.
9- خامساً در مورد اشخاصی که ازجانب آنها باید صدقه فطرپرداخت گردد باید گفت: که شخصی که واجد شرایط وجوب صدقه فطر باشد، ادای صدقه فطر نه تنها اینکه بر وی از طر خودش واجب است بلکه ادای آن از طر افراد که تولیت و نفقه آنها را به عهده دارد نیز واجب است.
به این اساس براشخاص واجد شرایط واجب است تا صدقه فطر را ازسویی خودشان و اولادهای نابالغ شان بپردازند درصورتیکه آنان مال شخصی نداشته باشند، وپرداخت نمودن صدقه فطراز سویی اولادهای بالغ وخانم الزامی نیست ولی در صورتیکه از سویی آنها نیز پرداخت نماید ولوبدون اجازه آنها هم باشد، جائز بوده درست می باشد.
چنانچه دراین خصوص درکتاب های متعبرفقه حنفی چنین آمده است:{ًّ وَتَجِّبُ عن نَفْسِّهِّ وَطِّفْلِّهِّ الْفَقِّیرِّ كَذَا في الْكَافِّي وَالْمَعْتُوهُ وَالْمَجْنُونُ بِّمَنْزِّلَةِّ الصَّغِّیرِّ سَوَاءٌ كان الْجُنُونُ أَصْلِّیَ ا أو عَارِّضِّیًّا وهو الظَّاهِّرُ من الْمَذْهَبِّ كَذَا في الْمُحِّیطِّ ثُمَّ إذَا كان لِّلْولَدِّ الصَّغِّیرِّ أو الْمَجْنُونِّ مَالٌ فإن ا لَْْبَ أو وَصِّیُّهُ أو جَدُّهُمَا أو وَصِّیُّهُ یُخْرِّجُ صَدَقَةَ فِّطْرِّ أَنْفُسِّهِّمَا وَرَقِّیقِّهِّمَا من مَالِّهِّمَا عِّنْدَ أبي حَنِّیفَةَ وَأَبِّي یُوسُفَ رَحِّمَهُمَا اللَّهُ تَعَالَى }الفتاوی الهندیه ج/ 1ص/152 طبع: حقانیه.
وهمچنان درالهدایه نیزدراین مورد چنین آمده است:{ قال یخرج ذلك عن نفسه لحدیث ابن عمر رضي الله عنهما قال فرض رسول الله صلى الله علیه وسلم زكاة الفطر على الذكر والْنثى الحدیث ویخرج عن أولَده الصغار- وممالیكه لقیام الولَیة والمؤنة وهذا إذا كانوا للخدمة و لَ مال للصغار فإن كان لهم مال یؤدي من مالهم عند أبي حنیفة وأبي یوسف رحمهما الله خلاف لمحمد رحمه الله لْن الشرع أجراه مجرى المؤنة فأشبه النفقة و لَ یؤدي عن زوجته لقصور الولَیة والمؤنة- و لَ عن أولَده الكبار وإن كانوا في عیاله لَنعدام الولَیة
ولو أدى عنهم أو عن زوجته بغیر أمرهم أجزأه استحسانا لثبوت الْذن عادة} الهدایه شرح البدایه ج/ 1ص/159طبع: امیرحمزه کتب خانه.
6- سادساٌ درمورد اینکه صدقه فطر ازکدام اشیاء وچیزها باید پرداخت گردد باید گفت: که نزد فقهاء احنا علیهم الرحمة ازچهار چیز وصن غذایی { گندم، جو، خرما و کشمش} اداء نمودن صدقه فطر جوازدارد البته بحث انفع للفقرا بودن درتمام صدقات اولویت دارد که صدقه دهنده نباید آن را فراموش کرده به جنس رخیص و ارزان اکتفاء نماید چنانچه دراین خصوص درکتاب های مشهورفقه حنفی چنین آمده است:{ِّ وَإِّنَّمَا تَجِّبُ صَدَقَةُ الْفِّطْرِّ من أَرْبَعَةِّ أَشْیَاءَ من الْحِّنْطَةِّ وَالشَّعِّیرِّ وَالتَّمْرِّ وَالزَّبِّیب الفتاوی الهندیه ج/ 1 ص/ 151 طبع: حقانیه.
وهمچنان در اللباب نیز در این مورد چنین آمده است{:ٌوالفطرة. نصف صاعٍ من برٍ، أو صاع من تمرٍ أو زبیبٍ أو شعیرٍ. اللباب فی شرح الکتاب ج/ 1ص/ 41 طبع: شامله.
لذا هر شخص واجد شرایط باید حسب توان خود یکی از این اشیاء چهارگانه را انتخاب نموده صدقه فطرخود را برای مستحقین آن بپردازد البته آرد گندم وآرد جو درحکم گندم وجو می باشً د حکما تفاوت ندارند.
2- سابعاً در مورد اینکه آیا عین اشیاء ذکرشده باید درصدقه فطر پرداخت گردد ویا پرداخت نمودن قیمت آن ها هم جائز است، باید گفت: که نزد فقهاء حنفی علیهم الرحمة محاسبه قیمت یکی ازاشیاء واصنا غذایی مجاز درصدقه فطر وادای آن به فقراء ونیازمندان نه تنها اینکه جائز بوده بلکه بهتر واولی است که چنین کاری صورت گیرد تا فرد مستحق بتواند به نیازمندی خود به صورت دلخواه وبه آسانی رسیدگی نماید.
البته قیمت جنس مطابق به قیمت موجود درمحل زندگی شخصی که بر وی صدقه واجب است در نظر گرفته شود.
چنانچه دراین خصوص درکتاب های مشهورفقه حنفی چنین آمده است:{ وكان الفقیه أبو جعفر رحمه الله تعالى یقول أداء القیمة أفضل لْنه أقرب إلى منفعة الفقیر فإنه یشتري به للحال ما یحتاج إلیه والتنصیص على الحنطة والشعیر كان لْن البیاعات في ذلك الوقت بالمدینة یكون بها فأما في دیارنا البیاعات تجرى بالنقود وهي أعز الْموال فالْداء منها أفضل. المبسوط للسرخسی ج/ 1ص/195 طیع: احیاء التراث.
وهمچنان در فتاوی عالمگیری نیز در این مورد چنین آمده است:{َ وَذَكَيييييرَ فيييييي الْفَتَييييييياوَى أَنَّ أَدَاءَ الْقِّیمَيييييييةِّ أَفْضَيييييييلُ مييييييين عَيييييييیْنِّ الْمَنْصُيييييييوصِّ علیيييييييه وعَلَیْيييييييهِّ الْفَتْيييييييوَى الفتاوی الهندیه ج/ 1ص/152 طبع: مکتبه حقانیه.
4- و درمورد اینکه چاه مقدار وانادازه از این اشیاء چهارگانه ذکرشده در صدقه فطر باید پرداخت گردد، باید گفت: که مقدار صدقه فطر در صاوتیکه ازگنادم و آرد گندم باشد نص صاع می باشد، و درصورتیکه ازجو، خرما وکشمش باشد یک صاع کامل باید پرداخت گردد.
چنانچه دراین خصوص در کتب های مشهور فقه حنفی چنین آمده است:{ أَمَّييييا جِّنْسُييييهُ وَقَييييدْرُهُ فَهُييييوَ نِّصْييييفُ صَيييياعٍ ميييين حِّنْطَييييةٍ أو صَيييياعٌ ميييين شَييييعِّیرٍ أو صَيييياعٌ ميييين تَمْرٍ وَهَذَا عِّنْدَنَا} بدائع الصنائع ج/ 2ص/ 194 طبع: دارالفکر.
ولی در مورد اینکه اندازه صاع و نص صاع با اوزان مروجه امروزی چگونه تثبیت گردد باید گفت که درتعری صاع امام ابی حنیفة وامام محمد رحمهم الله تعالی با دیگر ائمه اختلا نظردارند، با تعری متفاوت که این ها ازصاع دارند که صاع عبارت است ازچهار مد و هر مد دو رطل است پس یک صاع هشت رطل عراقی می باشد واین را صاحب كتاب الفقه اسلامی و ادلته با اوزن مروجه معاصر چنین تخمین نموده است که یک صاع 1499 گرام می باشد، لذا اگرازگندم صدقه فطر پرداخت میشود باید {1599} گرام ویا احتیاطا دوکیلوگرام گندم و یا قیمت آن مطابق نرخ محل پرداخت شود واگر از جو، خرما و کشمش پرداخت میگردد باید { 1499} گرام و یاهم احتیاطا چهارکیلوگرام ویا قیمت آن مطابق نرخ محل پرداخت نمایند، چنانچه دراین مورد درفقه اسلامی چنین آمده است:{ والصاع عند أبي حنیفة ومحمد ثمانیة أرطال بالعراقي، والرطل العراقي مئة وثلاثون درهماً، ویساوي 1844 غراماً.الفقه اسلامی وادلته ج/1ص/ 69 طبع: حقانیه.
با توجه به اینکه قیمت مقدارهای فوق الذکر اشیای مجاز درصدقه فطربا درنظرداشت نوعیت آنها متفاوت بوده وهمچنان نرخ آنها درمرکزو ولایات کشور یکسان نمی باشد، بناء هرشخص واجد شرایط می تواند نوعیت وکیفیت جنس مورد استفاده و یا قابل استفاده خود را معیار قرارداده قیمت موجود آن را از بازار های محل اقامت خود دریافت نموده و آن را به فقراء و نیازمندان بدهد.
البته قیمت موجوده این اشیاء با درنظرداشت نوع متداول ومتوسط آن ها به اساس دریافت معلومات ازپیشه وران این بخش درمرکز{شهرکابل} با رعایت جنبه احتیاط درقیمت ها، تقریبا قرار ذیل می باشد:
5- گندم نصف صاع تقریباً معادل به (5944گرام) مبلغ 94 افغانی، احتیاطاً دوکیلوگرام مبلغ 9۵ افغانی.
2- آرد گندم نصف صاع تقریبا معادل به (5944گرام) مبلغ 9۵ افغانی، احتیاطاً دوکیلوگرام مبلغ 544 افغانی.
1- جو یک صاع تقریبا معادل به (1844گرام) مبلغ 584 افغانی، احتیاطاً چهارکیلو گرام مبلغ 589 افغانی.
4- آرد جو یک صاع تقریبا معادل به (1844گرام) مبلغ 594افغانی، احتیاطاً چهارکیلو گرام مبلغ 244 افغانی.
1- خرما یک صاع تقریبا معادل به (1844گرام) مبلغ 112 افغانی، احتیاطاً چهارکیلو گرام مبلغ ۵۶4 افغانی.
6- کشمش یيک صياع تقریبيا معيادل بيه (1844گيرام) 5426 افغيانی، احتیاطياً چهيارکیلوگرام مبلغ 5484 افغانی.
با وص آن که اختیارعین مقدارتعیین شده هریکی از اشیاء فوق درادای صدقه فطرویا قیمت هر کدام آن مجاز بوده وصدقه فطر با دادن آن به فقراء و نیازمندان اداء می گردد ولی بهتر است که آنچه به منظور منفعت فقراء و رسیدگی به نیازمندی های شان، قیمت جنس های با ارزشتر از اجناس فوق درنظرگرفته شود، به خصوص افراد که وضع اقتصادی شان بهتر است، ایجاب می نماید تا ایشان به آن عمل نمایند.
5- در مورد مستحقین صدقه فطر باید گفت: که مستحقین صدقه فطر کاملا همانند مستحقین زکات می باشند، بناء افراد که صاحب نصاب نبوده و ازاصول وفروع { پدر،مادر واولادها} صدقه دهنده هم نبوده باشد، می تواند صدقه فطر را به آنها داد، البته اگر واجدین شرایط استحقاق دراقارب صدقه دهنده باشده بهتراست که به آنها داده شود، درغیرآن به فقراء محل داده شود ونیز اشخاص محتاج تر تلاش شود که پیدا گردد بهتر خواهد بود.
وهمچنان وکالت درادای صدقه فطرازطر اشخاص که درمحل دیگر ویا کشوردیگر زندگی می کنند جائزاست، البته درادای صدقه فطر چنین اشخاص قیمت جنس مورد نظر درهمان محل و یا کشور که زیست دارند درنظر گرفته میشود.
چنانچه دراین خصوص درکتاب های مشهور فقه حنفی چنین آمده است:{ باب من یجوز دفع الصدقة إلیه ومن لَ یجوز: قال رحمه الله الْصل فیه قوله تعالى { إنما الصدقات للفقراء والمساكین الآیة فهذه ثمانیة أصناف وقد سقط منها المؤلفة قلوبهم لْن الله تعالى أعز الْسلام وأغنى عنهم وعلى ذلك انعقد الْجماع} الهدایة شرح البدایة ج/1ص/ 146 طبع: امیرحمزه کتب خانه. وهمچنان در بدائع الصنائع نیز دراین مورد چنین آمده است:{عن مُحَمَّدٍ أَنَّهُ یُؤَدِّي زَكَاةَ الْمَالِّ حَیْثُ الْمَالِّ وَیُؤَدِّي صَدَقَةَ الْفِّطْرِّ عن نَفْسِّهِّ وَعَبِّیدِّهِّ حَیْثُ هو وهو قَوْلُ أبي یُوسُفَ ا لَْْوَّلُ ثُمَّ رَجَعَ}بدائع الصنائع ج/2ص/ 112 طبع: دارالفکر.
ودرالهدایة نیزدراین خصوص درجایی دیگرچنین آمده است:{ ویكره نقل الزكاة من بلد إلى بلد وإنما یفرق صدقة كل فریق فیهم لما روینا من حدیث معاذ رضي الله تعالى عنه وفیه رعایة حق الجوار إ لَ أن ینقلها الْنسان إلى قرابته أو إلى قوم هم أحوج من أهل بلده لما فیه من الصلة أو زیادة دفع الحاجة ولو نقل إلى غیرهم أجزأه وإن كان مكروها لْن المصرف مطلق الفقراء بالنص والله أعلم} الهدایة شرح البدایة ج/1ص/ 159 طبع: امیرحمزه کتب خانه.
والله اعلم وعلمه اتم
راقم الحروف"محمدعارف" مصلح
المصدر: وزارة الإرشاد والحج والأوقاف الأفغانية (ریاست مجمع علمی – آمریت إفتاء)· رقم 23
