Islamic MixIslamic Mix
‹ الفتاوى الأفغانية
🇦🇫النكاح والطلاق

حکم لفظ طلاق در حالت عصبانیت

متن استفتاء وحیده بنت عبدالغفار،باشنده شهرکابل.

بمقام محترم ریاست مجمع علمی!

اینجانب وحیده بنت عبدالغفار با غلام ایشان فرزند غلام علی به مدت 21 سال می شود که ازدواج کردم و ثمره ازدواج مان پنج فرزند است.

بار اول غلام ایشان از خواب بیدار شده وگفت که آیا همرای خواهرت گپ می زنی اگر گپ زده باشی سرم طلاق باشی، البته پیش از اینکه من بگویم که گپ زدم این کلمه را گفت.

باردوم روزعید سعید فطر بود که از خانه پدرم به خانه خود آمدیم شب بود که برایم کلمه طلاق را بار بار یاد کرد اول گفت که برو که طلاقت میکنم بعد گفت طلاق، طلاق در حالت عصبانیت، وبازبه فتوی یک عالم رجوع نمودیم.

بارسوم مارا به خانه خواهرم برده بود خواهر دیگرم که مناسبات مان همرایشان خوب نبود در آنجا آمد با دیدن آن مارا گرفته به خانه خود می برد در مسیر راه برایش گفتم تا چه وقت این گونه رفتار می کنی مرا به خانه پدر وکیلم ببر که حساب مرا معلوم کند تا چه وقت سرم ظلم میکنید درآنجا برایم گفت: طلاق هستی، طلاق هستی، طلاق هستی این همه را درحالت غلام ایشان گفته که تکلیف عصبی داشته و زیر تداوی داکترهم بود. بااحترام: وحیده.

حکم مقام محترم ریاست: آمریت افتاء! در زمینه ابرازنظرشرعی صورت گیرد.

الجواب باسم ملهم الصواب

حامدا لله و مصلیا علی رسول الله

مستفتیه محترم! آنچه درمتن استفتاء شتما ذکرشد اولا درمورد آن چنین باید گفت: که دین مقدس استلام به عنوان یک دین فراگیروهمه شتمول همانطوریکه دیگرابعاد زندگی انستان ها را احتوا نموده ا ست، بخش زندگی خانواده گی و شخ صی ان سان ها نیز درتعلیمات والای دین مقدس ا سلام مورد توجه خاص قرارگرفته و برای حفظ و نگهداری آن ازهرنوع شک ست و گ س ست د ستورات وتوصتیه های لازم وصتریس داده است تا کانون گرم خانواده که نقش مهم درتعلیم وتربیه اطفال وذهنیت ستازی برای آن ها را دارد صتمیمی باقی بماند و دچارشتکست و فروریزی نگردد که تاثیرات وعواقب بد آن بیشترازهمه اطفال معصوم خانواده و زندگی آن ها را متاثرمیکند.

وحالا درخصوص حکم مسئله استفتاء شده فوق باید گفت که اگرواقعیت قضیه همانطورباشد که درمتن استفتاء ذکرشد یعنی بعد از دومرتبه طلاق دادن و رجوع نمودن آنچه را درمرحله سوم این شخص مکرراگفته است یعنی «طلاق هستی، طلاق هستی، طلاق هستی» باگفتن کلمات طلاق مکررا ظاهرا خانم وی با سه طلاق طورمغلظه از وی جدا شده است و دیگر بدون حلاله شرعی

«المشارالیه فی القرآن» این مرد حق رجعت به خانم خود را ندارد، زیرا سه طلاق به یک لفظ و دریک مجلس نزد جمهور فقهاء سه طلاق شمرده میشود وهمچنان این مرد قبلا نیز دومرتبه خانم خود را طلاق داده است وازاین لحاظ هم خانم وی با سه طلاق از وی جدا شده است وتا وقتیکه این خانم حلاله شرعی نکند یعنی این خانم بعد ازسپری شدن عدتش با مرد دیگر به رضا ورغبت خود نکاح نکند وبعد ازهمبسترشدن از وی طلاق خود را نگیرد وعدت خود را سپری نکند برای شوهراولی خود حلال نمی گردد.

ولی هرگاه چنین حلاله شرعی صورت گرفت، واین خانم رضایت داشت بازمیتواند با شوهرقبلی خود مجددا با مهرجدید نکاح نماید درغیرآن بعد از وقوع سه طلاق مرد دیگرحق رجوع کردن را ندارد، والبته تکلیف عصبی وی قرارمعلومات درحالت طلاق دادن درحد نبوده است که اختلال درگفتارش آمده باشد واز نافذ شدن طلاقش جلوگیری کند، لذا طلاق وی واقع شده است و دیگراین ها حق رجوع را بدون حلاله شرعی ندارند.

چنانچه درخصوص حکم مسئله فوق درکتاب های مشهورفقه حنفی چنین آمده است:{ وطلاق البدعة:أن یطلقها ثلاثاً بكلمةٍ واحدةٍ، أوثلاثاً في طهرٍ واحدٍ.فإذا فعل ذلك وقع الطلاق، وبانت منه، وكان عاصیاً.} الهدایه ج/ 2، ص/ 334.طبع:امیرحمزه کتب خانه.

و درالفتاوی الهندیه نیزدراین خصوص چنین آمده است:{رَجُلٌ قال لاا مْرَأَتاه ا أَنْت ا طَالاقٌ أَنْت ا طَالاقٌ أَنْت ا طَالاقفقال عَنَیْت باا لُْْولَى الطَّلاَقَ وَباالثَّانایَة ا وَالثَّالاثَة ا إفْهَامَهَا صُداقَ دایَانَةً وفيٌالْقَضَاء ا طَلُقَتْ ثَلاَثًا}الفتاوی الهندیة ج/1ص/356.مکتبه حقانیه.

وهمچنان درالأشتتباه والنظائرنیزدراین خصوص چنین آمده است:{ التأسييیخ ریر من التأكید فإذا دار اللفظ بینهما تعین الحمل على التأسيييیخ ولذا قال أصيييحابنا : لو قال لزوجته : أنت طالق طالق طالق : طلقت ثلاثا فإن قال : أردت به التأكید صيييييييدق دیانة لا قضييييييياء}الاشتباه وانظائرلابن نجیم،ج/1ص/183،طبع: ادار الكتب العلمیة،بیروت،لبنان.

و در ردالمحتار نیزدراین خصوص چنین آمده است:( كرر لفظ الطلاق ) بأن قال للمدرولة أنت طالق أنت طالق أو قد طلقتك قد طلقتك أو أنت طالق قد طلقتك أو أنت طالق وأنت طالق- ( وإن نوى التأكید دین ) أي ووقع الكل قضيياء وكذا إذا طلق أشييباه أي بأن لو ینو اسييتونافا ولا تأكیدا لْن الْصل عدو التأكید } ردالمحتارج/ 2ص/ 632طبع: مطبعه عثمانیه.

وهمچنان درالاختیارازکتاب های مشهورفقه حنفی نیز دراین خصوص چنین آمده است:{والمبانة بالثلاث لا تحل له حتى تنكح زوجاً غیره نكاحاً صحیحاً، ویدرل بها ثو تبین منه} الاختیارلتعلیل المختار، ج/ 3، ص/ 150. طبع: دارالمعرفة للطباعة و النشر.

وهمچنان درالفتاوی الهندیه نیزدراین خصوص چنین آمده است:{ وَإانْ كان الطَّلاَقُ ثَلاَثًا في الْحُرَّةا َ وَثانْتَیْن ا في ا لَْْمَة ا لو تَحا لَّ له حتى تَنْكاحَ زَوْجًا غَیْرَهُ ناكَاحًا صَحا یحًا وَیَدْرُلَ بها ثُوَّ یُطَلاقَهَا أو یَمُوت عنها }الفتاوی الهندیه،ج/1ص/ 473،طبع: مکتبه حقانیه.

وهمچنان در ردالمحتارنیزدراین خصوص چنین آمده است:{ لكن أشار في الغایة إلى مرالفته في الثالث حیث قال ویقع طلاق من غضب رلافا لابن القیو اه وهذا الموافق عندنا -

والذي یظهر لي أن كلا من المدهوش والغضبان لا یلزو فیه أن یكون بحیث لا یعلو ما یقول بل یكتفى فیه بغلبة الهذیان وارتلاط الجد بالهزل كما هو المفتى به في السكران على ما مر-

فالذي ینبغي التعویل علیه في المدهوش ونحوه إناطة الحكو بغلبة الرلل في أقواله وأفعاله الرارجة عن عادته وكذا یقال فیمن ارتل عقله لكبر أو لمرض أو لمصیبة فاجأته فما داو في حال غلبة الرلل في الْقوال والْفعال لا تعتبر أقواله وإن كان یعلمها ویریدها لْن هذه المعرفة والإرادة غیر معتبرة لعدو حصولها عن إدراك صحیح كما لا تعتبر من الصبي العاقل}.

ردالمحتار،ج 2ص/ 587. طبع: مطبعه عثمانیه.

والله اعلم وعلمه اتم

راقم الحروف" محمدعارف" مصلس

المصدر: وزارة الإرشاد والحج والأوقاف الأفغانية (ریاست مجمع علمی – آمریت إفتاء)· رقم 29