حکم سه طلاق از طریق تیلفون
متن استفتاء محمدفيصل فرزند عبدالرازق، باشنده ولايت لوگر.
بمقام محترم وزارت ارشاد، حج و اوقاف
قابل توجه رياست محترم مجمع علمی
السلام عليکم ورحمت الله وبرکاته .
وبعد يک سوال دارم درمورد طلاق به اين ترتيب که اول بنده ازطريق تليفون درمورد خانمم برای مادرم درحدود پنج وياشش مرتبه طلاق راذکرکردم وبعدا برای خانمم گفتم که آنچه برای مادرم گفتم شنيدی وياخيرگفت که نشنيده ام سپس برايش گفتم حالا بشنو{چهارمرتبه کلمه طلاق} را برای خانمم تکرارکردم که جريان قضيه ثبت تليفون هم شده است.
اکنون ازمفتيان کرام تقاضا دارم تا در روشنی شريعت اسلام و فقه حنفی برايم معلومات شرعی ارائه بداريد، قابل تذکر است اينکه دراظهارکلمه طلاق به چند مرتبه نيت بنده نيت طلاق را قلبا نداشتم. باحترام: محمدجاويد.
حکم مقام محترم رياست: آمريت افتاء" در زمينه ابراز نظرشرعی صورت گيرد.
الجواب باسم ملهم الصواب
حامدا لله و مصليا علی رسول الله
آنچه درمتن استفتاء محترم فيصل ذکرشد درخصوص آن چنين بايد گفت: که دين مقدس اسلام به عنوان يک دين فراگير وهمه شمول همانطوريکه ديگر ابعاد زندگی انسان ها را احتوا نموده است، بخش زندگی خانواده گی وشخصی انسان ها نيزدرتعليمات والای دين مقدس اسلام مورد توجه خاص قرارگرفته و برای حفظ و نگهداری آن ازهرنوع شکست و گسست دستورات و توصيه های لازم و صريح داده است تا کانون گرم خانواده که نقش مهم درتعليم وتربيه اطفال وذهنيت سازی برای آن ها را دارد صميمی باقی بماند و دچارشکست و فروريزی نگردد که تاثيرات وعواقب بد آن بيشترازهمه اطفال معصوم خانواده و زندگی آن ها را متاثرميکند.
وحالادرخصوص حکم مسئله استفتاء شده فوق بايد گفت که ازاينکه طرف اصلی قضيه يعنی شخص طلاق دهنده درخارج ازکشوربه بسرميبرد وطلاق هم ازطريق تليفون صورت گرفته است لذا اين مسئله يک اندازه مغلق وغيرواضح است، لذا اگرشخص طلاق دهنده ازطريق تليفون بيشتراز دوبار به خانمش گفته باشد که طلاق هستی ويا به مادرش تکرارا گفته باشد که خانمم را طلاق دادم وازاين الفاظ نيت تاکيد را نکرده باشد باز سه طلاق داده شده، واقع ونافذ پنداشته شده ميان هردوفرقت
وبينونت کبری واقع گرديده است که بدون حلاله شرعی {المشاراليها فی القرآن } ديگرباهم يکجا شده نمی توانند زيرا سه طلاق به لفظ واحد ودرمجلس واحد اگرچه طلاق بدعت وناپسند قرارداده شده است ولی بازهم نزد فقهاء سه طلاق شمرده شده ونافذ ميگردد چنانچه دراين خصوص درکتاب های مشهورفقه حنفی چنين آمده است:{ وطلاق البدعة: أن یطلقها ثلاثاً بكلمةٍ واحدةٍ، أوثلاثاً في طهرٍ واحدٍ.فإذا فعل ذلك وقع الطلاق، وبانت منه، وكان عاصیاً.} الهدايه ج/ 2، ص/ 334. طبع: اميزحمزه کتب خانه.
وهرگاه شوهر خانم خود را سه طلاق داد درميان آنها حرمت مغلظه ثابت شده زوجين با بينونت کبری ازيک ديگرجدا ميگردند وتا وقتيکه حلاله شرعی صورت نگيرد وخانم بعد ازسپری نمودن عدت با شخصی ديگرباعقد صحيح نکاح نکند وبعد ازهمبستر شدن از وی طلاق نگيرد وعدت خود راسپری نکند به شوهراولی خود حلال نمی گردد چنانچه دراين مورد درکتاب مشهورفقه حنفی چنين آمده است:{والمبانة بالثلاث لا تحل له حتى تنكح زوجاً غیره نكاحاً صحیحاً، ویدخل بها ثم تبین منه} الاحتيارلتعيل المختار، ج/ 3، ص/ 150. طبع: دارالمعرفة للطباعة و النشر. ولی اگرازتکرارلفظ طلاق نيت تاکيد را کرده باشد نه وقوع سه طلاق را باز اين نيت ديانة وعندالله معتبردانسته شده وازاين الفاظ گفته شده فقط يک طلاق واقع گرديده است، ولی قضاء وعندالمحکمه وقتيکه الفاظ صريح طلاق راتکرارا گفته باشد بازنيت شخص معتبرنيست وقاضی صلاحيت دارد تا حکم به سه طلاق نمايد چنانچه دراين خصوص درکتاب مشهورفقه حنفی چنين آمده است:{ٌ رَجُلٌ قال لاا مْرَأَتاه ا أَنْت ا طَالاقٌ أَنْت ا طَالاقٌ أَنْت ا طَالاقفقال عَنَیْت باا لُْْولَى الطَّلاَقَ وَباالثَّانایَة ا وَالثَّالاثَة ا إفْهَامَهَا صُداقَ دایَانَةً وفيالْقَضَاء ا طَلُقَتْ ثَلاَثًا}الفتاوی الهندية ج/1ص/356.مکتبه حقانيه.
واگرطرفين قضيه به اين توافق نمودند که اين قضيه را به اساس فتاوی وديانت {يعنی نيت شوهر را معتبرقراردهند} حل و فصل نمايند واز راجع نمودن آن به محکمه خود داری نمايند، وشوهر ازالفاظ طلاق که مکررا گفته است نيت سه طلاق را نداشته بوده باشد بلکه تاکيد وتفهيم هدفش بوده است بازاگرعدت {سه حيض يا سه ماه } اين خانم نگذشته باشد شوهر حق دارد درجريان عدت رجوع کند رضايت وعدم رضايت خانمش شرط نيست ولی اگرعدت {سه حيض يا سه ماه} گذشته باشد بازچون با گذشت عدت عقد نکاح اين ها نيز پايان يافته است، لذا به تجديد نکاح ضرورت است که با موافقه خانم بايد صورت گيرد، چنانچه دراين خصوص چنين آمده است:{ وَإاذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ تَطْلایقَةً رَجْعایَّةً أَوْ تَطْلایقَتَیْن ا فَلَهُ أَنْ یُرَاجا عَهَا فاي عادَّتاهَارَضا یَتْ باذَلاكَ أَوْ لَمْ تَرْضَ } الهدايه ج/ 2ص/ 373. طبع: مکتبه حقانيه.
واگراين مرد قسميكه حالا ادعاء دارد برای خانمش ويا درمکالمه با مادرش نگفته باشد که خانمم طلاق هست ويا طلاق هستی بلکه گفته باشد که طلاق ميدهم باز باگفتن اينکه طلاق ميدهم، طلاق واقع نمی گردد تا وقتيکه طلاق نداده باشد چون اين لفظ که طلاق ميدهم وعده به طلاق است نه وقوع طلاق.
والله اعلم وعلمه اتم
راقم الحروف" محمدعارف" مصلح
المصدر: وزارة الإرشاد والحج والأوقاف الأفغانية (ریاست مجمع علمی – آمریت إفتاء)· رقم 13
