فتوای در مورد ایجاب و قبول
ورقه استفتاء نرگس نیازی ولد محمد حلیم ولدیت محمد ابراهیم سکونت اصلی ولایت کندز ولسوالی خان آباد سکونت فعلی ناحیه چهارم شهر کابل.
به ریاست محترم مجمع علمی!
السلام علیکم ورحمت الله وبرکاته.
اینجانب که شهرتم درفوق ذکرگردیده است صورت مسئله ام قرار ذیل است امیدوارم پاسخ شرعی به سوالات بنده ارائه گردد.
1.آیا ایجاب وقبول بطوری فضولی از دیدگاه شرع منعقد میگردد یاخیر؟
2.آیا مصارفی که بستگان بچه نموده اند استرداد آن بالای (من،فامیل من ویافامیل بچه)کی میباشد؟ 3.آیا من که عمرم 26 سال است صلاحیت نامزاد شدن خودرا دارم یاخیر؟
4.آیا در طول (7) سال است که من بنام آن بچه طوری جبری گیرمانده ام میخواهم از این مشکل خلاص شوم از دیدگاه شریعت کدام ممانعت وجود دارد یاخیر؟
5.من پسر را ندیده بودم ونه دروقت آمدن شاهدان اقرار نمودم آیا ایجاب وقبول درست است یاخیر؟ 6.من هرگز نمیخواهم که همرایش زندگی کنم ونخواستم ونمیخواهمش جبراً زندگی کردن در شریعت جوازد دارد یاخیر؟
بااحترام:
نرگس"نیازی"
حکم مقام محترم ریاست: آمریت افتاء! درموردشرعا ابرازنظرگردد.
الجواب باسم ملهم الصواب
حامدا لله و مصلیا علی رسول الله
مستفتی محترم! آنچه را شما درمتن استفتاء خود ذکرنموده اید درخصوص آن چنین باید گفت: که عقد نکاح و پیوند ازدواج که بخش مهم حیات و زندگی انسان ها را تشکیل میدهد درتعلیمات والای دین مقدس اسلام مورد توجه خاص قرارگرفته است، زیرا پیوند ازدواج گام نخست درساختن
یک جامعه رسالت مند محسوب می گردد، وکانون مقدس خانواده اولین مدرسه برای تربیه سالم وتقدیم افراد مفید به جامعه شناخته شده است لذا درتعلیمات ارزشمند دین مقدس اسلام به معیارهای مهم واساسی برای انتخاب همسراشاره شده است که اصل دین داری مهم ترین آن می باشد تا آغازاین عقد به جای اینکه برمبنای عواطف واحساسات زود گذرباشد، برمبنای اصل دیانت وتقوی صورت گیرد تا این پیوند مقدس درطول حیات زوجین ازهرنوع گسست وازهم پاشی مصئون مانده اهداف والای آن محقق گردد، لذا برمردان و زنان مسلمان لازم است تا درانتخاب همسروهمسفر برای خود و اولادهای خود ازاصل دین داری بنا بر هیچ مصلحتی عدول نکنند وحیات خود واولادهای خود را قربانی عواطف واحساساتی زودگذرنکنند تاهم مسئولیت اخروی خود را ادا نموده باشند وهم ازندامت وسرگردانی دائمی نجات یابند.
وحالا درخصوص مسائل مطرح شده درمتن استفتاء و پرسشنامه شما باید بگویم که دراین پرسشنامه سوالات متعددی ذکر شده است که ذیلا با استناد ازکتب معتبرفقه حنفی به پاسخ آن ها پرداخته خواهد شد تا در روشنی آن برای حل مشکل شما راه حل معقول وشرعی پیدا گردد.
1- در پاسخ به پرسش اولی شما باید گفت که اگر واقعیت قضیه همان طورباشد که درمتن عریضه شما ذکرشد یعنی اولا شما {محترمه نرگس} به این عقد ازدواج راضی نبودند وکسی راهم ازطرف خود وکیل نکاح تعیین نکرده بودید بلکه وکیل نکاح به گفته کسی دیگرطورفضولی تعیین شده بوده وایجاب وقبول هم توسط آن شخص طورفضولی صورت گرفته است، حالا اگرواقعیت همینگونه باشد نه چیز دیگر بازتصرفات شخص فضولی درباب نکاح که درحق منکوحه صورت گرفته باشد به اجازه وی موقوف می باشد وهرگاه منکوحه این عقد به تصرفات شخص فضولی راضی نباشد واجازه ندهد تصرفات وی نافذ پنداشته نمی شود چنانچه دراین خصوص درکتاب معتبرفقه حنفی چنین آمده است:{ وینعقد نكاح الفضولي موقوفا} الاختیارلتعلیل المختار،ج/1ص/98. طبع: دارالمعرفه.
لذا هرگاه شما به تصرفات که پسر کاکای تان بدون تعیین نمودن از سویی شما بحیث پدر وکیل انجام داده است درآن وقت راضی نبوده و به آن اجازه نداده بوده باشید و حالاهم به آن رضایت نداشته باشید، بازایجاب وقبول که توسط وی صورت گرفته است نافذ نیست وبرآن هیج اثر وحکمی مرتب نمی گردد و شما منکوحه کسی نمی باشید که جدایی از آن به طلاق و یا خلع نیاز داشته باشد.
2- و در پاسخ به پرسش دوم شما باید گفت: که آنچه دراین مراسم مصرف شده است یا به عنوان حق مهر پرداخت شده است ویا به طور هدیه وتحفه برای این خانم ومتعلقین طرفین به مصرف رسیده است و یاهم درضیافت مهمانان محفل مصرف شده است، پس هرآنچه به عنوان حق
مهربرای مخطوبه این عقد پرداخت شده باشد وحالا نسبت مشکلات پیش آمده وعدم موافقه یک طرف این قضیه، این عقد صورت نمی گیرد آنچه به عنوان حق مهرگرفته شده است چه موجودباشد و یا موجود نباشد برای طرف پسرمسترد میگردد چون مهر طورمعاوضه درعقد نکاح صحیح پرداخته میگردد و حالا که این عقد تکمیل نشد پس باید حق مهر پرداخته شده هم مسترد گردد، وآنچه طورهدیه وتحفه برای مخطوبه ومتعلقین طرفین به مصرف رسیده است، اگرآن اشیاء موجود باشد واستهلاک نشده باشد آن هم باید دوباره مستردشود، ولی اگرآن اشیاء تحفه داده شده استهلاک شده باشد وموجود نبوده باشد بازدیگرکسی حق مطالبه آن را ندارد، ومصارف مهمانان هم بالای کسی است که در این محفل آن ها را دعوت کرده است. چنانچه در این خصوص در کتاب مشهور فقه حنفی چنین آمده است:{ خطب بِنْت رجُلٍ وبعث إلیْها أشْیاء ولمْ یُزوِجْها أبُوها فما بعث لِلْمهْرِ یُسْتردُّ عیْنُهُ قائِما ) فقطْ وإِنْ تغیَّر بِا لِِسْتِعْمالِ ( أوْ قِیمتُهُ هالِكا ) لِِ نَّهُ مُعاوضةٌ ولمْ تتِمَّ فجاز ا لِِسْتِرْدادُ ( وكذا ) یسْترِدُّ ( ما بعث هدِیَّة وهُو قائِمٌ دُون الْهالِكِ والْمُسْتهْلك ) لِِ نَّهُ فِي معْنى الْهِبةِ .الشَّرْحُ( قوْلُهُ ولمْ یُزوِجْها أبُوها ) مِثْلُهُ ما إذا أبتْ وهِي كبِیرةٌ}
ردالمحتار،ج/2ص/ 501. طبع: .
وهمچنان درالفتاوی الهندیه نیز دراین خصوص چنین آمده است:{ رجُلٌ خطب ابْنة رجُلٍ فقال أبو الْبِنْتِ بلى إنْ كُنْت تنْقُدُ الْمهْر إلى سِتَّةِ أشْهُرٍ أو إلى سنةٍ أُزوِجُها مِنْك ثُمَّ إنَّ الرَّجُل بعْد ذلك بعث بِهدایا إلى بیْتِ ا لِْ بِ ولم یقْدِرْ على أنْ ینْقُد الْمهْر فلم یُزوِجْ ابْنتهُ منه هل له أنْ یسْترِدَّ ما بعث لِلْمهْرِ قالوا ما بعث لِلْمهْرِ وهو قائِمٌ أو هالِكٌ یُسْتردُّ وكذا كُلُّ ما بعث هدِیَّة وهو قائِمٌ فأمَّا الْهالِكُ والْمُسْتهْلكُ ف لَشيْء له من ذلك}الفتاوی الهندیه ج/1ص/328.مکتبه حقانیه.
ازعبارات فوق معلوم گردید که هرگاه بعد ازخواستگاری و وعده به ازدواج طرف ناکح وپسر، مالی را به عنوان مهر و یا به طورتحفه به خانه دختردار داده باشند، ولی بعدا نسبت عدم موافقه دخترو یا ولی آن این عقد صورت نگیرد پس آنچه به عنوان مهر پرداخت شده است چه موجود باشد ویا نباشد مسترد میگردد وآنچه را طورهدیه وتحفه برای مخطوبه ومتعلقین آن داده باشند درصورت که موجود باشد مسترد میگردد واگراستهلاک شده باشد دیگرحق مطالبه آن را ندارد.
3- درپاسخ به پرسش سوم شما باید گفت: که هرگاه یک دخترعاقل وبالغ گردد، حق ولایت دیگران از وی منقطع میگردد و دیگرهیچ کس حق اجبار بروی در امر نكاح را ندارد، لذا به نکاح دادن یک دختر بالغ وعاقل بدون اذن و رضایت وی جوازندارد وتا وقتیکه دختراجازه این عقد را ندهد نافذ پنداشته نمی شود، چنانچه دراین خصوص در کتاب مشهور فقه حنفی چنین آمده است:{ ولِ
یجوز للولي)مطلقا (إجبار البكر البالغة على النكاح)؛ لِنقطاع الولِیة بالبلوغ} اللباب فی شرح الکتاب،ج/ 1ص/255. طبع: دارالکتب العربی.
وهمچنان درکتاب دیگرازفقه حنفی نیزدراین خصوص چنین آمده است:{ لِیجُوزُ نِكاحُ أحدٍ على بالِغةٍ صحِیحةِ الْعقْلِ من أبٍ أو سُلْطانٍ بِغیْرِ إذْنِها بِكْرا كانت أو ثیِبا ف إِِنْ فعل ذلك فالنِكاحُ موْقُوفٌ على إجازتِها ف إِِنْ أجازتْهُ جاز وإِنْ ردَّتْهُ بطل } الفتاوی الهندیه،ج/1ص/287. طبع:مکتبه حقانیه.
ترجمه: برای هیچ کس {پدرش باشد و یا بادشاه} جوازندارد که یک دختر بالغ وعاقل را بدون اذن وی به نکاح کسی درآورند چه این دخترباکره باشد ویا ثیبه، واگرچنین هم کنند بازهم صحت عقد نکاح به اجازه دخترموقوف است اگراجازه داد نکاح صحیح است واگر رد نمود نکاح باطل میگردد.
بادرنظرداشت عبارات ذکرشده هرگاه شما که در وقت این عقد سن بلوغ را تکمیل نموده باشید واین عقد بدون اجازه و رضایت شما صورت گرفته باشد و بعدا هم به آن رضایت نشان نداده باشید بازحالا هم صحت این عقد به اجازه ورضایت شما موقوف است اگراجازه ندهید عقد نکاح صحیح نمی باشد وشما اختیار نفس خود را دارید که با هرکسی خواسته باشید ازدواج نماید.
4- در پاسخ به پرسش چهارم شما باید گفت: که اگرهمانطوریکه شما درمتن عریضه خود ذکرنموده اید، این عقد وایجاب وقبول بدون رضایت شما وتوسط وکیل فضولی شما صورت گرفته باشد، بازچون صحت این عقد به اجازه و رضایت شما موقوف است، پس هرگاه شما به آن راضی نباشید واجازه ندهید عقد نافذ نیست وحکم و اثری برآن مرتب نشده است و شما ازیک دیگرتان جدا هستید ومسئله مصارف که در این محفل صورت گرفته است را مطابق به جواب ارائه شده برای پرسش دوم تان حل و فصل نماید، ولی اگر درآن وقت ایجاب وقبول طورصحیح صورت گرفته باشد و شما درآن وقت به آن راضی بوده باشید بازحالا خلاصی شما ازاین عقد به فسخ نکاح با خلع و یا طلاق نیاز دارد چون ازاله حل محلیة بدون این امورصورت نمی گیرد.
چنانچه دراین خصوص درکتاب مشهور فقه حنفی چنین آمده است:{ والدلیل علیه حدیث الخنساء, فإِنها جاءت إلى النبي صلى الله علیه وسلم فقالت: أن أبي زوجني من بن أخیه وأنا لذلك كارهة. فقال صلى الله علیه وسلم: "أجیزى ما صنع أبوك" فقالت: ما لي رغبة فیما صنع أبي. فقال صلى الله علیه وسلم: "أذهبي ف لَ نكاح لك انكحى من شئت" فقالت: أجزت ما صنع أبي ولكني أردت أن یعلم النساء أن لیس للآباء من أمور بناتهم شيء. ولم ینكر علیها رسول الله صلى الله علیه وسلم مقالتها, ولم یستفسر أنها بكر أو ثیب, فدل أن الحكم لِ یختلف.} المبسوط للسرخسي،ج/ 5ص2.طبع: داراحیاء التراث العربی.
ترجمه: حضرت خنساء رضی الله عنها نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: که پدرم من را در عقد نکاح یکی از اقارب خود درآورده است و من آن را خوش ندارم، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: که آنچه را پدر شما انجام داده است به آن راضی شو، حضرت خنساء رضی الله عنها فرمودند: که آنچه را پدرم انجام داده است به آن راضی نیستم، پس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: که برو هیچ نکاحی درمیان شما نیست، با هرکسی که خواسته باشید نکاح کن، بازحضرت خنساء رضی الله عنها فرمودند: که آنچه را پدرم انجام داده است به آن راضی هستم ولی میخواستم برای زنان بفهمانم که پدران درامور دختران خود هیچ اختیاری ندارند، و رسول الله صلی الله علیه وسلم این گفته آن را رد نکرد و پرسان هم نکرد که این خانم باکره بود ویا ثیبه. پس ب این دلالت میکند که این حکم درحق باکره وثیبه یکسان است.
5-در پاسخ به پرسش پنجم شما باید گفت: که برای صحت عقد نکاح دیدن دختر و یا پسر شرط نیست و در صورت که به رضایت طرفین عقد نکاح بدون دیدن یکی دیگر این عقد برگزار گردد مشکل شرعی ندارد وعقد صحیح محسوب میگردد، البته برای صحت عقد نکاح ایجاب و قبول توسط طرفین عقد نکاح و یا وکیل آن ها شرط است و بدون ایجاب و قبول نمودن به الفاظ مخصوص عقد نکاح منعقد نمی گردد، حالا اگر واقعا شما نه خود ایجاب و قبول کرده باشید و نه هم وکیل برای خود تعیین کرده باشید باز نکاح شما نشده است و فسخ آن نیاز به طلاق هم ندارد چون نکاحی اصلا صورت نگرفته است، ولی هرگاه ایجاب و قبول توسط شما و یا وکیل تعیین شده ازطرف شما صورت گرفته باشد بازعقد نکاح شما منعقد شده است وحالا انحلال آن نیاز به طلاق و خلع دارد که از آن طریق باید آن را دنبال کنید.
چنانچه در این خصوص در کتاب مشهور فقه حنفی چنین آمده است:{ ینْعقِدُ بِا لِْْیجابِ والْقبُولِ وُضِعا لِلْمُضِيِ أو وُضِع أحدُهُما لِلْمُضِيِ وا لْْخرُ لِغیْرِهِ مُسْتقْب لَكان كا لِْ مْرِ أو حا لِا كالْمُضارِعِ.} الفتاوی الهندیه ج/ 1ص/ 270. طبع: مکتبه حقانیه.
6-در پاسخ به پرسش ششم شما باید گفت: که اولا اگر برای شما ممکن باشد که به این عقد که صورت گرفته رضایت نشان داده و به ادامه زندگی مشترک با نامزاد خود تن بدهید واگر نواقص و کمزورهای که درمیان موجود است آن را باخرد و عقلانیت اصلاح کنید خالی از اجر ونیک نامی نخواهد بود، ولی اگرادامه این زندگی مشترک برای شما غیرممکن باشد بازموضوع خلاصی شما از این عقد برمیگردد بر اینکه آیا نکاح و ایجاب و قبول میان شما شرعا ثابت میگردد ویا خیر درصورتیکه شما انکار میکنید که نه ایجاب و قبول کرده اید و نه هم کسی را وکیل خود تعیین نموده اید وطرف شما ادعاء دارند که ایجاب و قبول صورت گرفته است، پس هرگاه آنها ادعاء خود در رابطه به رضایت واجازه شما وصورت گرفتن ایجاب و قبول توسط شما و یا وکیل منتخب
شما با بینه وگواهان ثابت نمایند بازعقد نکاح شما نافذ پنداشته شده حالا خلاصی شما ازاین عقد وانحلال رابطه زوجیت میان شما به طلاق وخلع به مال نیاز دارد یعنی یا شوهرتان درصوتیکه شما رضایت ندارید آمده شود وطلاق بدهد ویاهم شما یک مبلغ مال حسب توافق بپردازید که بیشتر ازآنچه در این مراسم پرداخته شده است نباشد، تا این رابطه زوجیت میان شما منقطع گردد، ولی اگرآن ها گواه نداشتند باز حسب قول مفتی به، شما باید بخاطر اثبات ادعاء خود قسم بخورید وهرگاه قسم خوردید باز نکاح شما ثابت نمی شود وقطع رابطه زوجیت میان شما به طلاق وخلع نیاز ندارد وآنچه انجام شده است که عرفا به آن نامزادی گفته میشود وازلحاظ فقهی به آن وعده به نکاح گفته میشود که در صورت نیازهریکی ازطرفین می توانند ازآن منصرف شوند.
چنانچه در کتاب های مشهور فقه حنفی در این خصوص چنین آمده است:{ِ ولوْ زوَّجها الْولِيُّ بِغیْرِ ِ اسْتِئْمارٍ ثُمَّ اخْتلفا فقال الزَّوْجُ بلغكِ النكاحُ فسكتتْ وقالتْ لِبلْ رددْتُ كان الْقوْلُ قوْلها كذا في شرْح ِلَِّ الْجامِعِ الصَّغِیرِ لِقاضِي خانْ ف إِِنْ أقام الزَّوْجُ الْبیِنة على سُكُوتِها حین بلغها الْخبرُ فهِي امْرأتُهُ وإ ف لَنِكاح بیْنهُما و لِیمِین علیها في قوْلِ أبي حنِیفة رحِمهُ اللََُّّ تعالى وعِنْدهُما علیها الْیمِینُ كذا في الْمُحِیطِ وعلیْهِ الْفتْوى} الفتاوی الهندیه،ج/ 1ص/289. طبع: مکتبه حقانیه.
ودرکتاب دیگرازفقه حنفی نیزدراین خصوص چنین آمده است:{ لِ إذا تشاق الزوجٌ ان وخافا أن یقیما حدود اللَّف لَ بأس أن تفتدي نفسها منه بمالٍ یخلعها به، ف إِذا فعل ذلك وقع بالخلع تطلیقة بائنةٌ، ولزمها المال وإن كان النشوز من قبله كره له أن یأخذ منها عوضا.وإن كان النشوز من قبلها كره له أن یأخذ منها أكثر مما أعطاها،} اللباب فی شرح الکتاب، ج/ 1ص/278.طبع:دارالکتب العربی.
وهمچنان درکتاب دیگرازکتب معتبرفقه حنفی نیزدراین خصوص چنین آمده است: {لو قال هل أعطیتنها (أعطیتنیها) فقال أعْطیْتُك إنْ كان الْمجْلِسُ لِلْوعْدِ فوعْدٌ وإِنْ كان لِلْعقْدِ فنِكاحٌ} البحرالرائق، ج/ 3، ص/ 147.طبع: مكتبه حقانیه.
بادرنظرداشت عبارات فوق هرگاه نکاح شما ثابت نگردد باز مشکل شما بدون طلاق و خلع حل میگردد ولی در صورت ثابت شدن نکاح هم چون عقد زوجیت یک عقد دائمی است لذا صمیمیت ومحبت میان طرفین دراین رابطه یک چیزی حتمی است تا ادامه زندگی طرفین با شکست وتلخی ها همراه نباشد ودرصورتیکه شما ادامه زندگی خود را دراین عقد به هیچ وجه ممکن نمی دانید پس باید حسب دستور قرآنی و دیدگاه فقهاء کرام طرف دیگرهم آماده انحلال وقطع این رابطه به طور احسن گردند تا زندگی بعد شما در بدبختی و نافرمانی ازدستورات شرع سپری نگردد. والله اعلم وعلمه اتم
راقم الحروف"محمدعارف"مصلح
المصدر: وزارة الإرشاد والحج والأوقاف الأفغانية (ریاست مجمع علمی – آمریت إفتاء)· رقم 18
