Islamic MixIslamic Mix
‹ الفتاوى الأفغانية
🇦🇫أحكام متنوعة

فتوی پیرامون به احکام ماه مبارک رمضان

تاريختاريخ ۱۴۰۰۱۴۴3// 8 / /22

متن استفتاء ریاست اطلاعات وآگاهی عامه

السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته

موضوع : درخواست فتوی پیرامون به احکام ماه مبارک رمضان

طوریکه ریاست محترم مستحض راند ماه مبارک رمضان درحال فرارسیدن است جهت تنویر اذهان عامه جا دارد فتوایی را دررابطه به احکام عمومی که شامل حال عامه مسلمانان شود، ترتیب وبه این ریاست ارسال نمائید .

تا بعد ازوصول آن ازطریق رسانه ها، ویب سایت، صفحات اجتماعی ومجله پیام حق به آگاهی مردم رسانیده شود.

ازهمکاری های همیشه گی تان ابرازسپاس می نمایم.

بااحترام

الجواب باسم ملهم الصواب

حامدا لله ومصليا علی رسول الله

مستفتی محترم به مسائل مطرح شده درمتن استفتاء ذیلا چنین پاسخ ارائه میگردد:

جایگاه روزه دراسلام

روزه در اسلام از جایگاه والایی برخوردار است، به طوری که یکی از ارکان پنجگانه اسلام را تشکیل میدهد و زمینه ساز متقی گشتن انسان میشود که تقوی خود شامل تمام خصلتهای نیک و پسندیده میباشد و درهای رحمت و برکت خداوند < را بر انسان باز میکند، همانطور که خداوند میفرماید:

وَلَو أَن أَهلَ القُرَى آمَنُوا وَاتقَوا لَفَتَحنَا عَلَیهِم بَرَکَات مِن السمَاءِ وَالأَرضِ الاعراف/96

یعنی: اگر اهل این آبادیها ایمان میآوردند و پرهیزگاری را پیشه میکردند؛ درهای خیر و برکت آسمان و زمین را بر آنها بازمی کردیم.

خداوند در حدیث قدسی در مورد ارزش و جایگاه روزه فرموده است:«کُل عَمَلِ ابنِ آدَمَ لَهُ إلّ الصِّیامَ؛ فَإنهُ لی وَ أنا أجزی بِهِ. وَ الصِّیامُ جُنةٌ؛ فَإذا کانَ یومُ صَومِ أحَدِکُم فَلا یرفُث وَ ل یصخَب؛ فَإن سابهُ أحَدٌ أو قَاتَلَهُ؛ فَلیقُل إنِّی صائِمٌ. وَالذی نَفسُ مُحَمد بِیدِهِ لَخلوفُ فَمِ الصّائِمِ أطیبُ عِندَ الله مِن ریح المِسکِ. لِلصّائِمِ فَرحَتانِ یفرَحُهُما: إذا أفطَرَ فَرِحَ بِفِطرِهِ؛ وَ إذا لَقِی رَبهُ فَرِحَ بِصَومِهِ» صحيح مسلم حديث شماره (2۱۶3)

یعنی: «تمام اعمال آدمیان برای خودشان است؛ مگر روزه که برای من است و من خود پاداش آنرا میدهم و روزه سپری است [که انسان را در مقابل دوزخ و یا گناهان حفظ میکند] پس اگر روزه بودید؛ سخن زشت و ناسزا نگویید و وآوازتان را بلند نکنید و اگر کسی شما را دشنام داد یا با شما جنگید به او بگویید: من روزهام . قسم به خدایی که جان محمد در دست اوست، بوی دهان روزهدار نزد خداوند

از بوی مشک خوشبوتر است . برای روزه دار دو وقت شادی وجود دارد: یکی هنگام افطار و دیگری زمانی که پروردگارش را ملاقات میکند .» رياضالصالحين، ترجمهعبدالله خاموش هروی، ص 7۱۱ 7۰9، متفقعليه

نبی اکرم میفرماید:

«إنّ فیالجَنة بابا یقالُ لَهُ الرَیان یدخلُ منه الصائمون یومَ القیامة. ل یدخُلُ منه أحدٌ غَیرُهُم. یقال: أینَ الصّائمون؟ فَیقَومون ل یدخُلُ منه أحدٌ غَیرُهم، فإذا دخلوا أغلق فلم یدخل منه أحدٌ«.

متفقعليه رياضالصالحين، ترجمهی عبد الله خاموش هروی، ص7۱۱7۰9، یعنی: «در بهشت دری است که «رَیان» نام دارد و در روز قیامت تنها روزه داران از آن وارد بهشت میشوند و بهجز آنها کسی وارد نمیشود. گفته میشود: روزهداران کجایند؟ روزهداران میایستند و به جز آنها کسی از آن وارد نمیشود؛ وقتی که آنان وارد شدند، در بسته میشود و دیگر کسی از آن وارد نمیشود« . و همچنان رسول الله مهربانی کرده :

«مَن صامَ رَمَضانَ ایمانا وَإحتِسابا غُفِرَلَهُ ما تَقَدمَ مِن ذَنبِهِ» رواه البخاري حديث شماره (37)

یعنی: هر کس رمضان را از روی ایمان و به امید دریافت اجر و ثواب روزه بگیرد؛ گناهان گذشته او مورد مغفرت قرار میگیرند . در حدیثی از عبدالله بن عمر رضی عنهما وارد شده که می فرماید: از رسول خدا شنیدم که فرمود: «بنی الإسلام علی خمس شهادة أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله وإقام الصلاة وإیتاء الزکاة وحج البیت وصوم رمضان.» متفق عليه . ترجمه: «اسلام بر پنج چیز بنا شده است؛ شهادت به اینکه هیچ الهی جز خداوند یگانه نیست و محمد پیامبر و فرستاده اوست؛ بر

پا داشتن نماز؛ دادن زکات؛ و حج خانه خداوند < و روزه ماه رمضان»

بنابراین روزه رمضان از باب عرف و فرهنگ و عادات و تقالید یک مجتمع نیست بلکه عبادتی است که خداوند < آن را بر امت اسلامی فرض گردانیده است.

امام غزالی رحمه الله درکتاب خود احیاء علوم الدین ج:۱ص:۵۰۵ طبع شرکت انتشارات علمی وفرهنگی درمورد چنین فرموده است: بدان که روزه ربع ایمان است بدانچه پیامبر فرموده است: الصوم نصف الصبر ودرحدیث دیگری گفته است : الصبر نصف الایمان .

فرضیت روزه ماه مبارک رمضان:

اولا درمورد تاریخ فرضیت روزه باید بگویم که روزه ماه مبارک رمضان در ماه شعبان سال دوّم هجری فرض گردید و خداوند خطاب به مؤمنان فرمود:

یا أَیهَا الذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیکُم الصِّیامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الذِینَ مِن قَبلِکُم لَعَلکُم تَتقُونَ بقره/۱83

یعنی: ای مؤمنان روزه بر شما فرض شده است همانطوری که بر پیشینیان شما فرض بوده است تا شاید پرهیزگار شوید.

حکمت تاخیر درفرضیت روزه

روزه در واقع بعد از گذشت حدود چهارده سال از رسالت پیامبر اکرم فرض گردید؛ بهطوری که پیامبر بعد از آن فقط نُه بار رمضان را روزه گرفتند و بعد از آن به دیار باقی شتافتند.

استاد ابوالحسن ندوی هم درکتاب خود الاركان الاربعة ص: ۲۰۶ در مورد علت این تأخیر گفته است:

فلسفه تأخیر وجوب روزه به اواسط دوره رسالت محمد به این خاطر بوده است که تصور نشود روزه یک امر اضطراری و ناشی از محیط مکه و وضعیت بد مسلمانان در آنجا است و فقط به مستمندان و بینوایان و رنج دیدگان اختصاص دارد و ثروتمندان و صاحبان املاک و باغها نیازی به روزه و روزه داری ندارند.

شرائط روزه

روزه دارای سه گونه شرائط می باشد:

شرائط وجوب

شرائط اداء

شرائط صحت

۱ شرائط وجوب روزه:

اسلام: مسلمان بودن برکافر روزه فرض نیست.

بلوغ: رسیدن به سن تکلیف برکودک نابالغ روزه فرض نیست.

عقل: صاحب عقل بودن بردیوانه روزه فرض نیست.

درمراقي الفلاح طبع المکتبةالعصریة ج:۱ص:۲38 چنین آمده: ( وهو ) أي صوم رمضان ( فرض ) عین ( أداء وقضاء على من اجتمع فیه أربعة أشیاء ) هي شروط لافتراضته والخطاب به وتسمى شروط وجوب أحدها ( الإسلام ) لأنه شرط للخطاب بفروع الشریعة (و) ثانیها ( العقل ) إذ لا خطاب بدونه ( و) ثالثها ( البلوغ ) إذ لا تكلیف إلا به )

درکتاب البحرالرائق طبع دارالمعرفة ج:۲ص: ۲۶۷ چنین نوشته :(وَشَرَائِطُهُ ثَلََثَة شَرْطُ وُجُوب وهو ا لِْْسْلََمُ وَالْبُلُوغُ وَالْعَقْلُ كَذَا في النِهَايَةِ وَفَتْحِ الْقَدِيرِ )

در شرح فتح القدیرطبع دارالفکر ج:۲ص:3۰۲چنین فرموده (:وشرط وجوبه الْسلَم والبلوغ والعقل )

۲ شرائط اداءروزه:

اقامت : اداء روزه ماه مبارک رمضان برکسی فرض می گردد که مقیم باشد پس ادای آن برمسافرشرعی فرض نیست.

سلامت جسمی : اداء آن برکسی فرض می گردد که سالم وتندرست باشد اداء آن بربیمار به اینطور بیماری که طاقت گرفتن روزه را بالکلیه نداشته باشد ویا به گرفتن روزه خوف هلاکت جانش باشد ویا هم باعث ازدیاد مرض گردد فرض نیست.

درکتاب مراقی الفلاح طبع المکتبةالعصریة ج:۱ص:۲38 چنین آمده:( ویشترط لوجوب أدائه ) الذي هو عبارة عن تفریغ الذمة في وقته ( الصحة من مرض ) لقوله تعالى فمن كان منكم مریضا الآیة ( و ) الصحة أي الخلو عن ( حیض ونفاس ) لما قدمناه ( ولإقامة ) لما تلوناه ( ویشترط لصحة أدائه ) أي فعله لیكون أعم من الأداء والقضاء ( ثلاثة ) شرائط ( النیة ) في وقتها في كل یوم ( والخلو عما ینافیه ) أي ینافي صحة فعله ( من حیض ونفاس ) لما فاتهما ( و ) الخلو ( عما یفسده ) بطروئه علیه )

شرائط صحت روزه:

پاک بودن ازحیض ونفاس . ادای آن برزن درصورتی فرض می گردد که ازحیض ونفاس پاک باشد پس اداء آن برزن حائضه ونفسا فرض نیست .

نیت کردن روزه ماه مبارک رمضان.

والدلیل علی ماقلنا

در البحرالرائق طبع دارالمعرفة کتاب الصوم ج:۲ص: ۲۷۶ چنین آمده :

(وَقَعَ الاِخْتُِ لََف في الطَّهَارَةِ عن الْحَيْضِ وَالنِِ فَاس فَذَهَبَ أَهْلُ التَّحْقِيقِ إلَى أنها شَرْطُ الْوُجُوبِ فَلََ وُجُوبَ على الْحَائِضِ وَالنُّفَسَاءِ)

در البحرالرائق طبع دارالمعرفة کتاب الصوم ج:۲ص: ۲۷۹ چنین آمده :(وَاشْتُرِطَتْ النِيَّةُ لِتَمْيِيزِ الْعِبَادَةِ عن الْعَادَةِ)

احکام متفرقه روزه:

احکام روزه کهن سالان ؛ مریضان ؛ مسافران و زنان

۱ پیرمردان و پیرزنان:

دین مبین اسلام به انسانهای سالخورده كه بالکلیه توانائی روزه گرفتن را ندارند اجازه داده روزه نگیرند و فدیه بپردازند و دربدل هر روز به یك نفر مسكین راغذا بدهند.

خداوند< می فرماید: (وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَة طَعَامُ مِسْكِين) بقره/۱8۴

«و بركسانی كه گرفتن روزه برای آنها مشکل وسخت است و توان آن را ندارند واجب است فدیه بدهند كه (عبارت است از ) غذا دادن درعوض خوردن هرروزبه یك مسكین دردو وقت صبح وشام ویا تقریبا دوکیلو گندم دربدل هرروز ».

چنانچه در احكام القران للجصاص طبع دارالاحیاء التراث العربی ج:۱ص:۲۱8 چنین تصریح گردیده :(قال أبو حنیفة وأبو یوسف ومحمد وزفر الشیخ الكبیر الذي لا یطیق الصیام یفطر ویطعم عنه كل یوم نصف صاع من حنطة ولا شيء علیه غیر ذلك )

۲ بیمار:

درصورتیکه داکتر ماهرودیندار توصیه به افطارکند وبگوید برایش که جزبه افطارکردن ازبیماریش جور نمی شود بلکه خوف هلاکت ویا ازدیا د مرض می باشد پس دراین صورت میتواند افطارکند و هنگامي كه بهبود یافت آن ایام را قضاآورد. و كفاره بر او لازم نیست و اگر با وجود بیماری روزه گرفت روزه او صحیح می باشد.«

دلیل به آنچه گفته شد:

چنانچه خداوند < می فرماید: فَمَن كَانَ مِنكُم مَرِیضا أَو عَلَى سَفَر فَعِدةٌ مِن أَیام أُخَر بقره:۱8۴

درکتاب الهدایه ج:۱ص:۲۰3 طبع امیرحمزه کتب خانه کانسی رود کویته چنین آمده است:(ومن کان مریضا فی رمضان فخاف ان صام ازدادمرضه افطروقضی)

اما بیماری كه امید بهبودی و شفا ندارد یعنی مریض به مرض موت می باشد روزه نگیرد و بجای هر روز از روزه رمضان به یك نفر مسكین غذا بدهد و بر چنین شخصی لازم نیست که قضای روزه را بگیرد.

۳ مسافر:

خداوند به شخص مسافر اجازه داده كه روزه نگیرد تابه مشفت دچارنشود ولي اگر شخص مسافر روزه گرفت روزه اش صحیح وبهتراست.

چنانچه خداوند فرموده: أَیاما مَعدُودَات فَمَن كَانَ مِنكُم مَرِیضا أَو عَلَى سَفَر فَعِدةٌ مِن أَیام أُخَرَ سوره بقره/۱8۴

در احكام القران للجصاص داراحیاء التراث العربی ج: ۱ ص :۲۶۵ چنین آمده :(وقد ثبت عن النبي بالخبر المستفیض الموجب للعلم بأنه صام في السفر وثبت عنه أیضا إباحة الصوم في السفر منه حدیث هشام بن عروة عن أبیه عن عائشة أن حمزة بن عمرو الأسلمي قال لرسول الله أصوم في السفر فقال إن شئت فصم وإن شئت فأفطر)

همچنان درکتاب البدائع الصنائع طبع دارالکتاب العربی ج:۲ ص:۹۵ چنین آمده است:

وَلَنَا ما رُوِيَ أَنَّ رَسُولَ اللَِّّ صَامَ في السَّفَرِ وَرُوِيَ أَنَّهُ أَفْطَرَ وكذا رُوِيَ عن الصَِّ حَابَة أَنَّهُمْ صَامُوا في السَِّ فَر وَرُوِيَ أَنَّهُمْ أَفْطَرُوا حتى رُوِيَ أَنَّ عَلِيًّا رضي اللَُّّ عنه أَهَلَّ هِلََلُ رَمَضَانَ وهو يَسِيرُ إلَى نَهْرَوَانَ فَأَصْبَحَ صَائِمًا وَلَِِنَّ اللََّّ تَعَالَى جَعَلَ الْمَرَضَ وَالسَّفَرَ من ا لَِْعْذَارِِ الْمُرَخِصَة لِلِْْفْطَارِ تَيْسِيرًا وَتَخْفِيفًا على أَرْبَابِهَا وَتَوْسِيعًا عليهم قال اللَُّّ تَعَالَى { يُرِيدُ اللَُّّ بِكُمْ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمْ الْعُسْرَ }

درکتاب الهدایه ج:۱ص:۲۰3 طبع امیرحمزه کتب خانه کانسی رود کویته چنین آمده است:

(وان کان مسافراالایستضربالصوم فصومه افضل وان افطر جاز)

۴ زنان باردار وشیرده :

زن باردار وشیرده درحکم روزه چارحالت دارد:

1. درصورتیکه هیچ نوع زیانی دراثر روزه داری به خود او وفرزندش نرسد لازم است روزه بگیرد ورخصت درترک آن برایش نیست.

2. هرگاه زیان متوجه خود زن شود ولی جنین ویاطفلش متضرر نشوند حق افطار را دارد وبالایش درصورت خوردن قضاء لازم می آید.

3. زمانی که دراثرروزه داری طفل ویاجنین زیان ببینند حق افطار را دارد و دراین صورت بالایش فقط قضاء لازم می آید نه کفاره .

4. دراثرروزه گرفتن هردوجانب (زن ؛طفل ویا جنین)زیان مند شوند نیزحق افطار را دارند وصرف قضا لازم می آید. 5. والدلیل علی ذلک :

6. دراحكام القران للجصاص دارالاحیاء التراث العربی باب الحامل والمرضعج:۱ص:۲۲3 چنین آمده :(قال أبو حنیفة وأبو یوسف ومحمد وزفر والثوري والحسن بن حي وإذا خافتا على ولدیهما أو على أنفسهما فإنهما تفطران وتقضیان ولا كفارة علیهما )

7. امام الشیبانی رحمه الله در المبسوط طبع إدارة القرآن والعلوم الإسلامیة کراچی ج: 3ص: ۲۴۵ چنین تصریح نموده:(قلت أرأیت المرأة الحامل والمرضع التي تخاف على الصبي أو الحامل تخاف على نفسها قال یفطران ویقضیان یوما مكان كل یوم ولا كفارة علیهما)

8. همچنان در النتف في الفتاوي طبع موسسه دارالرسالة بیروت ج:۱ ص: ۱۴۷چنین آمده:(والثالث الحامل اذا خافت على حملها تفطروالرابع المرضعة اذا خافت على ولدها ولا تقدر ان تسترضع لولدها ظئرا)

۵ خانم هایی كه در عادت ماهوار یا نفاس هستند:

بانوانی که برایشان عادت ماهوار پیش می شود برایشان لازم است که روزه نگیرند و بعد از رمضان قضا نمایند.

در الاختیار طبع دارالکتب العلمیة ج:۱ص:3 چنین آمده :( وهو یسقط عن الحائض الصلاة أصلا ، ویحرم علیها الصوم فتقضیه ) لقول عائشة : كن النساء على عهد رسول الله یقضین الصوم ولا یقضین الصلاة ' ولأن الصلاة تتكرر في كل شهر وكل یوم فتحرج

في القضاء، والصوم في السنة مرة فلا حرج)

۶ سن بلوغ دختران وپسران:

سن تکلیف در اسلام بر اساس بلوغ تعیین شده است، یعنی وقتی نشانه های بلوغ( حداقل این علامت ها، احتلام که منی ببیند ویا یک زن را حامله بسازد برای پسران و حیض خون حامله ویا احتلام برای دختران است) حاصل شود، شخص به سن تکلیف می رسد. و غیر از نشانه های طبیعی، معیار سنی هم برای بلوغ پسران و دختران، در نظر گرفته شده است. پس اگر دختر یا پسر نشانه های طبیعی بلوغ را نداشتند و به سنی که در شرع برای تکلیف آنان مشخص شده است، برسند، باید همانند یک مکلف، به وظایف شرعی خود عمل کنند.

بنابراین؛ سن بلوغ دختران را وپسران ىرمذهب احنا ف زادهم الله مجدا بنا به قول راجح ۱۵ سالگی می باشد اگر دختری حیض ببیند یا حامله شود ویا پسری احتلام شود بنا بر همه مذاهب بالغ شده است، اگرچه مثلاً به سنی برای شروع تکلیف دختروپسر ذکر کرده اند نرسیده باشند.

چنانچه در دررالحکام شرح مجلة الاحکام طبع دارالکتب العلمیة بیروت لبنان ج: ۲ص: ۶33 آمده:

(ُالاِحْتِلََم كَمَا يَكُونُ لِلرِجَالِ عَلََمَة لِلْبُِ لُوغ يَكُونُ لِلنِسَاءِ كَذَلِكَ , لَكِنْ كَمَا يَخْتَصُّ ا لِْْحْبَالُ بِالرِجَالُِّ يَخْتَص الْحَيْضُ بِا لِْْنَاثِ)

در العنایة شرح الهدایة ج: ۶ص: ۹۹چنین آمده :

«بلوغ الغلام بالاحتلام والاحبال والانزال) والاصل هو الانزال (والجاریة بالاحتلام والحیض والحبل) ولم یذكر الانزال صریحا لانه قلما یعلم منها (فإن لم یوجد فیهما) شئ (فحتى یتم لكل منهما خمس عشرة سنة، به یفتى) لقصر أعمار أهل زماننا »

هنچنان درالدرالمختارطبع دارالفکرج:۵ص: ۴۴8طبع دارالفکر عبارت چنین است:

(ً وَكَذَا الَّتِي بَلَغَتْ بِالسِّنِّ ) أَيْ خَمْسَ عَشْرَةَ سَنَة »

در دررالحکام شرح مجلة الاحکام ج:۲ص:۹8۵ طبع دارالکتب العلمیة چنین ذکراست :

« سِنِ الْبُلُوغ , أَيْ مَنْ أَتَمَّ خَمْسَ عَشْرَةَ سَنَةً مِنْ عُمُرِهِ وَلَمْ تَظْهَرْ عَلَيْهِ آثَارُ الْبُلُوغ يُعَدُّ بَالِغًا حُكْمًا , يَعْنِي إذَا أَكْمَلَ الْغُلََمُ أَوْ الْبِنْتُ الْخَامِسَةَ عَشْرَةَ يَلْزَمُ الْحُكْمُ بِكَوْنِهِمَا بَالِغَيْنِ وَلَوْ لَمْ يَظْهَرْ عَلَيْهِمَا أَثَر مِنْ آثَارِ الْبُلُوغ ( عَلِي أَفَنْدِي ) ; لَِِنَّ ظُهُورَ عَلََمَةِ الْبُلُوغ فِي هَذِهِ السِنِ هُوَ الْغَالِبُ الشَّائِعُ , وَعَلَيْهِ فَكَمَا أَنَّ مَنْ تَظْهَرُ عَلَيْهِ عَلََمَةُ الْبُلُوغ يُعَدُّ بَالِغًا بِمُقْتَضَى الْمَادَّةِ (98۵) كَذَلِكَ يُعَدُّ بَالِغًا مَنْ أَدْرَكَ مُنْتَهَى سِنِ الْبُلُوغ وَلَمْ تَظْهَرْ عَلَيْهِ عَلََمَةُ الْبُلُوغ » « قُلْت : وَهُوَ مُمْكِن بِالْحَبَلِ أَوْ ا لِْْحْبَالِ أَوْ سِنِ الْبُلُوغ أَوْ رُؤْيَةِ الدَّمِ أَوْ الْمَنِيِ »

ونیزدر حاشیة الطحطاوی علی مراقی الفلاح طبع دارالکتب العلمیة ج: ۱ص: ۹۶چنین آمده:

(قوله ( ولمن بلغ بالسن ) احترز به عن بلوغ الصبي بالإحتلام والإحبال والإنزال وعن بلوغ الصبیة بالإحتلام والحیض والحبل فإنه لا بد من الغسل فیها قوله ( وهو خمس عشرة سنة على المفتي به )

همچنان در مجمع الانهرفي شرح ملتقي الابحرطبع دارالکتب العلمیة ج:۴ص: ۶۱ چنین آمده:

« وعندهما والأئمة الثلاثة إذا تم خمس عشرة سنة فیهما أي في الغلام والجاریة وهو روایة عن الإمام وبه یفتى » در الفتاوي الهندیة طبع دارالفکر ج: ۵ص: ۶۱ چنین آمده است:

( بُلُوغُ الْغُلََمِ بِالاِحْتِلََمِ أو ا لِْْحْبَالِ أو ا لِْْنْزَالِ وَالْجَارِيَةُ بِالاِحْتِلََمِ أو الْحَيْضِ أو الْحَبَلِ كَذَا في الْمُخْتَارِ وَالسِنُّ الذي يُحْكَمُ بِبُلُوغ الْغُلََمِ وَالْجَارِيَةِ إذَا انْتَهَيَا إلَيْهِ خَمْسَ عَشْرَةَ سَنَةً عِنْدَ أبي يُوسُفَ وَمُحَمَّد رَحِمَهُمَا اللَُّّ تَعَالَى وهو رِوَايَة عن أبي حَنِيفَةَ رَحِمَهُ اللَُّّ تَعَالَى وَعَلَيْهِ الْفَتْوَى )

بعض مسائل ضروری متعلق به روزه ماه مبارک رمضان

1. زن حامله اگرخون ببیند آن خون حیض نیست وآن دم استحاضه میباشد ومانع گرفتن روزه نمی شود.

درالدرالمختار ۲۰۹ :۱ عبارت چنین آمده :

(وماتراه الصغیرة دون التسع .....وحامل ولوقبل خروج اکثرالولد استحاضة )

همچنان درهمان مرجع ۲۱8 :۱ آمده :

(ودم الاستحاضة حکمه کرعاف دائم وقتا کاملا لایمنع صوما وصلاة )

2. استعمال پیچکاری روزه را فاسد نمی کند برابراست که دررگ باشد ویا درگوشت بخاطریکه توسط پیچکاری ازطریق مسامات دواء داخل بدن می شود نه به طریقه منافذ ازاین جهت که درمابین دست پا وشکم کدام منفذی وجودندارد.

صرح بهذا الاصل فی الهندیة ۲۰3 :۱ :

(ومایدخل من مسام البدن من الدهن لایفطرهکذافی شرح المجمع)

3. بوکردن دواء درحالت روزه روزه را فاسد نمی سازد بخاطریکه ذرات دوا بذیعه بوکردن داخل بدن نمی شود .

الدليل علی ماقلنا:

قال العلَمة ابن عابدين 2:۱۰۶ :(وَإِنْ وَجَدَ طَعْمَهُ فِي حَلْقِهِ ) أَيْ طَعْمَ الْكُحْلِ أَوْ الدُّهْنِ كَمَا فِي السِرَاجِ وَكَذَا لَوْ بَزَقَ فَوَجَدَ لَوْنَهُ فِي ا لَِْصَحِ بَحْر قَالَ فِي النَّهْرِ ؛ لَِِنَّ الْمَوْجُودَ فِي حَلْقِهِ أَثَر دَاخِل مِنْ الْمَسَامِ الَّذِي هُوَ خَلَلُ الْبَدَنِ وَالْمُفْطِرُ إنَّمَا هُوَ الدَّاخِلُ مِنْ الْمَنَافِذِ لِلَِتِفَاقِ)

وفي الهندية:۱:2۰3:(وَلَوْ أَقْطَرَ شيئا من الدَّوَاءِ في عَيْنِهِ لاَ يُفْطِرُ صَوْمَهُ عِنْدَنَا وَإِنْ وَجَدَ طَعْمَهُ في حَلْقِهِ وإذا بَزَقَ فَرَأَى أَثَرَ الْكُحْلِ وَلَوْنَهُ في بُزَاقِهِ عَامَّةُ الْمَشَايِخ على أَنَّهُ لاَ يُفْسِدُ صَوْمَهُ كَذَا في الذَّخِيرَةِ وهو ا لَِْصَحُّ)

3 بوس كناردرماه مبارک رمضان اگرطرفين زن وشوهرازوقوع جماع مامون باشند روزه را فاسد نمی سازد.

چنانچه درفتاوای عالمگيرية ۱:2۰۴آمده:

(وإذا نَظَرَ إلَى امْرَأَة بِشَهْوَة في وَجْهِهَا أو فَرْجِهَا كَرَّرَ النَّظَرَ أَوَّلاً لاَ يُفْطِرُ إذَا أَنْزَلَ كَذَا في فَتْحِ الْقَدِيرِ)

قال العلَمة ابن عابدين ۱۰3:2 (أَمَّا ا لِْْنْزَالُ بِمَس أَوْ تَقْبِيلِ بَهِيمَة فَإِنَّهُ لَمْ يُوجَدْ فِيهِ شَيْء مِنْ مَعْنَى الْجِمَاعِ فَصَارَ كَا لِْْنْزَالِ بِنَظَر أَوْ تَفَكُّر فَلِذَا لَمْ يَفْسُدْ الصَّوْمُ إجْمَاعًا)

4 درمورد افطار روزه مشوره داکتری که باتجربه وديندار باشد ضروری است.

الدليل علی ذلک:

قال العلَمة ابن عابدين 2:22۶( قَوْلُهُ طبيب حاذق مسلم مَسْتُور ) وَقِيلَ عَدَالَتُهُ شَرْط وَجَزَمَ بِهِ الزَّيْلَعِيُّ وَظَاهِرُ مَا فِي الْبَحْرِ وَالنَّهْرِ ضَعْفُهُ قُلْت : وَإِذَا أَخَذَ بِقَوْلِ طَبِيب لَيْسَ فِيهِ هَذِهِ الشُّرُوطُ وَأَفْطَرَ فَالظَّاهِرُ لُزُومُ الْكَفَّارَةِ كَمَا لَوْ أَفْطَرَ بِدُونِ أَمَارَة وَلاَ تَجْرِبَة لِعَدَمِ غَلَبَةِ الظَّنِ وَالنَّاسُ عَنْهُ غَافِلُونَ)

4. ازاستعمال نمودن سکرت درروزماه مبارک رمضان بالای روزه دارعلاوه ازقضاء کفاره نیز لازم می گردد.

قال العلَمة ابن عابدين رحمه الله فی کتابه ردالمحتار ۱۰۶ :2 :( قَوْلُهُ : أَنَّهُ لَوْ أَدْخَلَ حَلْقَهُ الدُّخَانَ ) أَيْ بِأَيِ صُورَة كَانَ ا لِْْدْخَالُ ، حَتَّى لَوْ تَبَخَّرَ بِبَخُور وَآوَاهُ إلَى نَفَسِهِ وَاشْتَمَّهُ ذَاكِرًا لِصَوْمِهِ أَفْطَرَ لِِْمْكَانِ التَّحَرُّزِ عَنْهُ وَهَذَا مِمَّا يَغْفُلُ عَنْهُ كَثِير مِنْ النَّاسِ ، وَلاَ يُتَوَهَّمُ أَنَّهُ كَشَمِ الْوَرْدِ وَمَائِهِ وَالْمِسْكِ لِوُضُوحِ الْفَرْقِ بَيْنَ هَوَاء تَطَيَّبَ بِرِيحِ الْمِسْكِ وَشِبْهِهِ وَبَيْنَ جَوْهَرِ دُخَان وَصَلَ إلَى جَوْفِهِ بِفِعْلِهِ إمْدَاد وَبِهِ عُلِمَ حُكْمُ شُرْبِ الدُّخَانِ وَنَظَمَهُ الشُّرُنْبُلََلِيُّ فِي شَرْحِهِ عَلَى الْوَهْبَانِيَّةِ بِقَوْلِهِ : وَيُمْنَعُ مِنْ بَيْعِ الدُّخَانِ وَشُرْبِهِ وَشَارِبُهُ فِي الصَّوْمِ لاَ شَكَّ يُفْطِرُ وَيَلْزَمُهُ التَّكْفِيرُ لَوْ ظَنَّ نَافِعًا كَذَا دَافِعًا شَهَوَاتِ بَطْن فَقَرَّرُوا .)

5. انتهای سحرکه بعدازآن امساک ازمفطرات ضروری میباشد همانا دمیدن شفق صبح است که آنرا صبح صادق می گویند که روزه ازآن لحظه آغازمیگردد.

چنانچه درحاشیه االطهطاوی علی مراقی الفلاح ۴۱۹/۱ آمده :(قوله ( النهار ضد اللیل ) قال في الشرح النهار عبارة عن زمان ممتد من طلوع الفجر الصادق إلى غروب الشمس وهو قول أصحاب الفقه واللغة)

همچنان درفتاوی شامی 3۱۵/۷ چنین آمده :( قَوْلُهُ : وَهُوَ الْيَوْمُ ) أَيْ الْيَوْمُ الشَّرْعِيُّ مِنْ طُلُوع الْفَجْرِ إلَى الْغُرُوبِ ، وَهَلْ الْمُرَادُ أَوَّلُ زَمَانِ الطُّلُوع أَوْ انْتِشَارُ الضَّوْءِ ؟ فِيهِ خِلََف كَالْخِلََفِ فِي الصَّلََةِ وَا لَِْوَّلُ أَحْوَطُ وَالثَّانِي أَوْسَعُ).

6. کشیدن دندان درروز ماه مبارک رمضان برای روزه دار درصورت درد شدید وبه وجود آمدن تکلیف درست است ودرغیرآن مکروه می باشد ولی روزه دار کوشش کند که خون داخل حلقش نشود درصورت داخل شدن خون درحلق روزه دار روزه اش فاسد می گردد.

چنانچه درفتاوی شامی ۴3۶/۲ آمده (ومن هذا یعلم حكم من قلع ضرسه في رمضان ودخل الدم إلى جوفه في النهار ولو نائما فیجب علیه القضاء، إلا أن یفرق بعدم إمكان التحرز عنه فیكون كالقئ الذي عاد بنفسه). فقط والله اعلم

مراجعی که درترتیب این فتوی ازآن استفاده شده:

قرانکریم

صحیح البخاری

صحیح المسم

بدرالفتاوی فی فقه الحنفی ردالمحتار دررالحکام شرح مجلة الاحکام

فتاوی حقانیه الفتاوي الهندیة الاختیار

احسن الفتاوی البدائع الصنائع الدرالمختار

فتاوی دارالعلوم زکریا المبسوط لشیباني احكامالقران للجصاص

البحرالرائق إحیاء علومالدین

مراقی الفلاح النتف في الفتاوي

حاشیه االطهطاوی علی مراقی الفلاح مجمع الانهرفي شرح ملتقي الابحر

العنایة شرح الهدایة

الهدایه

المصدر: وزارة الإرشاد والحج والأوقاف الأفغانية (ریاست مجمع علمی – آمریت إفتاء)· رقم 20